یا رئوف
آن کسی که شفقت شدیدی دارد به طوری که درد و سختی را از دیگران بر می دارد.
يار نزديکتر از من به من است
وين عجب بين که من از وي دورم
![]()
![]()
![]()
ومن چقدر دورم
دوري از خود حاصل کن تا به او نزديک شوي
وقتي ادما احساس ميکنن از خودشون متنفرن
همون وقته که به خدا نزديک ميشن
شما هميشه فکر کنيد که او هست
و ناظره و مهربان
اونوقت به يه جايي ميرسيد که حس ميکنيد در تحت توجهات اوييد
هنوز جوانی و خيلي با خدا کار داريد
خدا هم شما رو افريده برا خودش خليفه قرار داده
حالا ببينيد کار خليفه چيه در روي زمين
ما بايد احساس کنيم که مملوکيم و تابع
در اصل دنبال اين باشيم که يه ملکه تقوي در ما بياد
و شکل بگيره
تا در برابر کار هايي که پسند اون نيست
بتونيم خود دار باشيم
خيلي مهمه يه شاه کليد مهم ملکه تقوا
یعنی واقعا خودم رو بسپارم به دست او
: ملکه تقوي با خودداري به دست مياد؟
: خود داري براي او
مثلا :: همه پول دوست دارن درسته؟
چرا همين پولي که دوست داريم ميديم و مثلا بلوز يا...ميخريم چرا
: به خاطر نیاز وبالاتر از نياز يه علاقه س که نيازم در بر ميگيره
پول که دوسش داريد ميديد که بالاتري بدست اوريم
چرا پول و داديم چونبالاتري مد نظر ما بود
حالا همين مثال رو پياده کنيم توي مسايل زندگي و عقيدتي
چرا اوليا خدا به دنيا بسنده نکردن
چون بالاتري مد نظرشونه اگه اينجا چشم از نامحرم ميپوشن
به خاطر بالاتريه
ما هنوز درک از اين بالاتر تو زندگيمون نيومده
به عبارت ساده تر به عشقي برتر نرسيديم
که چرا باايد خواب ناز صبح رو رها کنيم و نماز بخونيم
اين ميشه عشق بالاتر
حالا تعميم بديم تو زندگيمون و مقايسه کنيم با اوليا خدا
چرا در روايت هست که "الدنيا سجن المومن و جنه الکافر"
دنيا زندان مومن چرا هست
چون مومن به دنيا اکتفا نميکنه
بالاتر از دنيا و هستي رو ميخواد لذا دنيا براش ميشه زندان
اما کافر چي
اونيم که داره زياديشه لذا دنيا براش بهشته
خوددار بودن وبرتر انديشي هميشه با ادم نيست..
ما ادمهاي سطحي نگر مي تونيم هميشه اينجوري باشيم
بايد حاصل کنیم اونم يه دفعه حاصل نميشه
نمیشه صبح بيدار شه بشه اوليا خدا نه
مثل يه وزنه بردار که از وزنه هاي کوچيک شروع ميکنه
: تا ميشه قهرمان جهان
مراقبه مشارطه محاسبه خيلي مهمه
مشارطه: انسان با خودش شرط کنه
که امروز فلان عمل رو انجام ميده چون خواسته اوست
و امروز از فلان عمل دور ميشه چون خواست اوست
اين ميشه تقوا
با توکل شروع کن خودت پيشرفتت روخواهي ديد
يعني اگه از همين حالا که غرق گناهم بقيه کارهام رو به او بسپارم خدا خودش کمکم مي کنه؟
هيچ وقت فکر نکن غرق گناهي
برا خدا شروع کن" من جاهد فينا
تا برسي به" لنهدينهم سبلنا
در راه خدا باش
خدا خودش دستت رو ميگيره
خداييش شروع کن
سال ديگه اينموقع که شد ميبيني اسمونت ديگه اسمونه پارسال نيست
با توجه وصل شو عملت و برا اون کن، فکرت مشغول او باشه
احساس عشق برتري که گفتم تو وجودت باشه" نماز شب سرعت سير تو زياد ميکنه" با او مانوس باش
وقتی عاشق کسی هستی حاضر بودي همه هستي جمع بشه تا شما طرفتون رو و معشوقتون رو راضي کنی ...حالا هم معشوقت را دریاب..
برگرفته شده از گفتگو با نویسنده محترم وبلاگ خواندنی روح وریحان
*چراپریشان حالی به سراغم اومد؟ چون به سراغ عشق های بی رنگ دنیوی رفتم.
*خداوند به کسی شیرینی ذکر ویاد خدا را می چشاند که خودش عشق الهی را بر عشق های دنیوی تر جیح می دهد. حلاوت وشیرینی ای که هیچ کس انرا نچشیده است..
*خدا جونم حالا که فکر می کنم می بینم که خودم همیشه ازت خواستم که فقط عاشق تو باشم.پس همیشه معشوقم بمان.
یا منان
منعمی که نعمت معین و خاصی را عطا می کند.
قال تعالی :هر کس از من درخواست کند ومعتقد باشد من سود وزیان می رسانم ؛درخواست او را برآورده می سازم.
الجواهر ،ص280
سلام .
..خیلی دلم تنگ شده بود وبرایم شیرین بود این نبودن چرا که درجوار امام رأفت ومهربانی امام رضا علیه السلام ورحمات بی پایان الهی در طو ل این سفر روحم صیقل داده شد و برایم آنقدر گرانقدر بود که هم اکنون برایتان می نویسم...
این دو مرتبه ای است که امامان به آن رسیده اند .."برای شناخت امام زمان خود باید این دو واژه را بفهمیم"
یکی از راههای رسیدن به یقین ، رویت ملکوت آسمان وزمین است، تا انسان چشم قلبش باز بشه.
یقین در امور زندگی : یعنی قبول صد درصد هدفی بدون هیچ لغزشی( چه در این راه ازتو تعریف وتمجید شود چه نشود)
یقین کامل یعنی رسیدن به ایمان کامل چرا که حضرت علی علیه السلام می فرمایند:یقین عبادت است. ممکن است شخصی عملی را انجام نداده باشد ولی برایش آن عمل نوشته میشود چون به یقین رسیده.
چه کار کنیم به یقین برسیم؟
چه کار کنیم به خدا نزدیک تر شویم؟
*علم هایمان را کاربردی کنیم.رساله های زیادی نوشته شده اما وقتی می خواهیم وارد ندگی کنیم دچار مشکل مشویم..( خوب دقت کن..)
*علمی که به عمل نرسد باعث گندیده شدن می شود.
*همه چیزرا برای خدا بخواهیم وتسلیم خدا باشیم( این جمله رو بارها شنیدیم اما این بار از ته دل بخواه که همیشه بگی خدایا این حاجت رو دارم اما راضی ام به رضای تو چرا که او همیشه خیر تو را می خواهد)
*پاکی از شرک طهارت اصلی است .وقتی کسی طاهر شد خاصیت آب را پیدا می کنه مایه حیات بودن وخاصیت طاهر بودن.
*بندگان خوب مثل کانالی هستند تا هرلحظه از فیض خدا بهره بجویند.
*بندگان خوب به دیگران کمک می کنند وخروجی کانال آب دستگیری از بندگان خداست.
**پس بیایید زیباییها را درک کنیم وبه دیگران هم یاد بدهیم.**
*یا مولایم هر لحظه برای آمدنت دیر است.
*در اردوی دانشجویی حوزه دانشجویی مشهد خیلی جاتون خالی بود.
*سعی می کنم مطالبی را که از اساتید گرانقدر یاد گرفتم براتون بنویسم.
*التماس دعا
یالطیف
مدارا کننده ای که در او خشونت راه ندارد و باریک بینی و ظرافت دارد – کسی که نیکی به بندگان می کند از جهتی که آنها نمی دانند.
اِنَّ فِی الجَنَّةِ دارٌ یُقالُ لَها دارُ الفَرَحِ لا یَدخُلُها إلاّ مَن فَرَّحَ یَتامی المُؤمِنینَ.
میزان الحکمه، ج 5، ص 2450، ح 8460.
شرح حدیث: شادی های دنیا هر چه هم جالب باشد و لذت بخش، زودگذر است و تازه با زحمت و دردسر عجین شده است ولی شادی های آخرت همیشگی و بدون دردسر است.
راستی شادی سرای آخرت کجاست؟ راه ورود به آن چیست؟
پیامبر(ص) فرمودند: «در بهشت جایی است که به آن «شادی سرا» می گویند و فقط کسانی وارد آن می شوند که در دنیا دل یتیمی را شاد کرده باشند.»
. ارتباط با قرآن هر چند فقط با قرائت آن باشد
فرزندم! با قرآن اين بزرگ كتاب معرفت آشنا شو، اگر چه با قرائت آن. و راهى از آن به سوى محبوب باز كن و تصور نكن كه قرائت بدون معرفت اثرى ندارد كه اين وسوسه شيطان است.
آخر، اين كتاب از طرف محبوب است براى تو و براى همه كس، و نامه محبوب، محبوب است اگر چه عاشق و محبّ، مفاد آنرا نداند و با اين انگيزه، حبّ محبوب كه كمال مطلوب است به سراغت آيد و شايد دستت گيرد.
ما اگر در تمام لحظات عمر به شكرانه اينكه قرآن كتاب ما است به سجده رويم از عهده برنيامدهايم.( نامه 8/2/1361حضرت امام به فرزندش مرحوم حاج سيداحمدآقا.)
. دوستان وارسته و متعهد انتخاب كن
از وصيّتها [ى] من كه در آستان مرگ و نفسهاى آخر را مىكشم به تو كه از نعمت جوانى برخوردارى، آن است كه معاشران خود و دوستان خويش را از اشخاص وارسته و متعهّد و متوجه به معنويّات و آنانكه به حبّ دنيا و زخارف آن گرايش ندارند و از مال و منال به اندازه كفايت و حدّ متعارف پا بيرون نمىگذارند و مجالس و محافلشان آلوده به گناه نيست و از اخلاق كريمه برخوردارند، انتخاب كن كه تأثير معاشرت در دو طرف صلاح و فساد اجتنابناپذير است.
و سعى كن از مجالسى كه انسان را از ياد خدا غافل مىكند پرهيز نمايى كه با خو گرفتن به اين مجالس، ممكن است از انسان سلب توفيق شود كه خود مصيبتى است جبرانناپذير.(همان)
برگرفته از سایت مکاتبه واندیشه
*ماه رجب دوست داشتنی ترین ماه سال است. قدراون رو بدونیم.قدر اون رو بدونم...
*وچه افتخاری است دوستی با تو که تو شامخ ترین مقامها را داری.
یا علی
کسی که بحسب قدرت و شان ذاتا بلند مرتبه است – قادر و قاهری که هیچ چیز او را عاجز نمی کند و کسی که منزه از صفات خلق و از هر گونه درکی است.
میلاد نور وبرکت ،شجاعت واخلاص حضرت علی علیه السلام مبارک ![]()
حذیفه درحدیثی طولانی از امیر مومنان (علیه اسلام)نقل میکند که فرمود:
"حجت خدا درمسیر جاده ها حرکت می کند ،وارد خانه ها و مجتمع ها میشود ودرسراسرزمین از شرق تا غرب در سیر وحرکت است واز مناطق مختلف بازدید می کند سخنان مردم را گوش می دهد ،وبراهل مجلس سلام می کند ،مردم را می شناسد ،در حالیکه خود شناخته نمی شود."
****************
وچند جمله از دل :
هروقت دیدی از زندگیت لذت نمی بری بدون اون موقع خودت نیستی
هروقت دیدی خودت نیستی بدون داری برطبق میل دیگران زندگی میکنی
هروقت دیدی دلت گرفت بدون باز هم داری بر طبق میل دیگران زندگی می کنی
هروقت تو یه کاری مثل درس خوندن ،برنامه ریزی و...کم اوُردی بدون که
اصلا خودت رو به حساب نیوُردی.
وقتی دیدی آرامش نداری؛اول یه نفس عمیق بکش
بعد ببین کجای کاری!ازاولش واسه چی اومدی توی این کار ؟!
آخرش میخواد چی بشه؟
حالا که وسط کاری چی کار باید بکنی..
واین رو بدون :
*وغروب خورشید نوید طلوعی دیگراست.
وطلوعی دیگر یعنی امید تازه ای دیگر..
یا مبین
آن کسی که پرده ابهام را از هستی بر می دارد.
اِنَّ اللَّهَ تَعالى لَيَحمى عَبدَهُ المُؤمِنَ مِنَ الدُّنيا وَ هُوَ يُحِبُّهُ كَما تَحمونَ مَريضَكُم الطَّعامَ وَ الشَّرابَ تَخافُونَ عَلَيْهِ.
نهج الفصاحه، حديث 728
خداوند تعالى چون بنده مؤمن خود را دوست دارد او را از دنيا پرهيز مىدهد؛ چنانكه شما مريض خود را از بيم مرض از خوردن و نوشيدن پرهيز مىدهيد.![]()
فلسفه صلوات
امام فخر رازى در كتاب اسرار التنزيل آورده است: علت اينكه امت به صلوات بر پيامبر(ص) امر شدهاند آن است كه روح انسان به علت ضعف ذاتى و جبلى كه ناشى از كدورت و ظلمت عالم طبيعت است آمادگى پذيرش انوار الهى را ندارد مگر وقتى كه رابطه بين خود و ارواح انبيا و اوليا را استحكام بخشد تا انوار عالم غيب كه بر ارواح آنها تابيده است به واسطه لطف ايشان بر او منعكس شود و اين معنى در واقع همان واسطه فيض بودن انبيا و ائمه(ع) و در رأس آنها وجود مقدس پيامبر اكرم(ص) است و انسان با صلوات بر آن حضرت و آل او به آنها تقرب جسته و لياقت و استعداد پذيرش فيوضات الهى را پيدا مىكند و از اين جاست كه پيامبر(ص) فرمودند: «اَوْلَى النَّاسَ بى فى يَوْمِ الْقِيامَةِ اَكْثَرُهُمْ صَلَواتاً عَلَىَّ؛ سزاوارترين مردم بر من در قيامت كسانى هستند كه بيشترين صلوات را بر من فرستادهاند».(1)
صلوات خدا بر صلوات فرستنده
در بعضى روايات است كه خداوند متعال فرمود: اى بنده تو يك مرتبه صلوات بر حبيب من بفرست، من ده بار صلوات بر تو مىفرستم.
و همين گفته حق تعالى بر فضيلت و اهميت صلوات بر پيامبر اكرم(ص) كفايت مىكند زيرا درباره هيچ عبادتى به چنين عنايتى از جانب خداوند متعال اشاره نشده است. مثلاً درباره نماز و روزه و غيره وارد نشده كه هر كس دو ركعت نماز بخواند من ده ركعت نماز بر او مىگذارم.
دليل ديگر بر فضيلت ثواب صلوات بر ساير طاعات اين است كه تمام عبادات مخصوص بندگان است مثل نماز، روزه، حج، جهاد، زكوة و... و خداوند متعال از آنجا آنها منزه است مگر صلوات كه خداوند نيز به آن مبادرت نمود و مثل بندگانش بر خاتم انبيا صلوات فرستاد: (إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ)(2)
صلوات و نجات از مشکلات
ما تجربه زیادی به دست آورده ایم و وجدان نمودهایم که برای رهایی از مشکلات راههایی است که بهترین آنها که خود ما حس کردهایم و به کمک آنها به حاجاتمان رسیدهایم، چهار چیز رسیدهایم. چهار چیز است: نذر کردن گوسفند برای فقرا، خواندن حدیث کساء به طور پی در پی، پرداختن صدقه و ختم صلوات.(3)
جزای یک شب نماز
شبى دزدى به خانه شيخ احمد خضرويه رفت و بسيار گشت هيچ نيافت. شيخ آواز داد: اى جوان! دلو برگير و آب را از چاه بركش و طهارت كن و به نماز مشغول شو تا روز چيزى به تو دهم تا محروم نگردى. دزد همچنان كرد. چون روز شد خواجه صد دينار بياورد و به دزد داد و فرمود: اين جزاى عبادت يك شب نماز توست. دزد را حالتى پديد آمد و لرزه بر اندامش افتاد و گفت: زر قبول نمىكنم مرا به راه خدا راهنمايى كن تا دولت لا زوال از درگاه لايزال حاصل كنم. شيخ او را مريد كرد و يكى از اولياى حق شد.(4)
پی نوشت:
1) خزينة الجواهر فى زينة المنابر، ص 107.
2) خزينة الجواهر فى زينة المنابر، ص 110.
3) آیت بصیرت، ص 68.
4) داستانها و حكايتهاى نماز، ج 1، ص 96.
یا کاشف
کسی که پرده ها را برای ظهور چیزی کنار می زند.
مراببر به بیکران دگرنخواهم دگران 
کویری ام کویری ام جدا زهرچه غلیان
زخودجدا زتن جدا زهرچه غیرتوست جدا
سرم به تن، تنم نحیف سربه تنم ، شدم چه حیف
زخود جدا بیخود زخود مست شراب زندگی
مست شدم زآنچه هست غرق شدم درآنچه نیست
شکسته است قاب دلم برسر دیوار وجود
زمین زعشق پر می شد اگر که این تنهایی نبود
*دراین تنهایی سایه نادونی تا ابدیت جاریست .
*مواظب باشید تنهایی هایتان شما را از مسیرزندگی خارج نکند.
*شرط ادب دوست داشتن خودم هست تا دوست داشتن دیگری.
یا سبوح
کسی که برتر از آن است که تصور می کنیم . حتی این هم نیست !
میلاد زهرای مرضیه سلام الله علیها برشما و تمامی مادران و زنان مبارک ![]()
این هم هدیه من به شما دوستان عزیزم:

يک شبي مجنون نمازش را شکست
بي وضو در کوچه ليلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
سجده اي زد بر لب درگاه او
پر زليلا شد دل پر آه او
گفت يا رب از چه خوارم کرده اي
بر صليب عشق دارم کرده اي
جام ليلا را به دستم داده اي
وندر اين بازي شکستم داده اي
نشتر عشقش به جانم مي زني
دردم از ليلاست آنم مي زني
خسته ام زين عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن
مرد اين بازيچه ديگر نيستم
اين تو و ليلاي تو ... من نيستم
گفت: اي ديوانه ليلايت منم
در رگ پيدا و پنهانت منم
سال ها با جور ليلا ساختي
من کنارت بودم و نشناختي
عشق ليلا در دلت انداختم
صد قمار عشق يک جا باختم
کردمت آوارهء صحرا نشد
گفتم عاقل مي شوي اما نشد
سوختم در حسرت يک يا ربت
غير ليلا برنيامد از لبت
روز و شب او را صدا کردي ولي
ديدم امشب با مني گفتم بلي
مطمئن بودم به من سرميزني
در حريم خانه ام در ميزني
حال اين ليلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بيقرارت کرده بود
مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو ليلا کشته در راهت کنم
*احساس لطیف ات را برای خود نگه دار .دنیـا محل خودداری است.
*خیلی ها رفتار شون با افکارشون یکی نیست ؛مثل من ، مثل تو .خیلی مواظب باش.
*واین دست نوازش خداست بر سر تو که همیشه تورا نوازش می کند.
*انتظار فرج، با تقوي درست ميشود نه با معصيت و پليدي . پس انتظار فرج سبب و منشأ ميشود كه خود را پاك كنيم.
یا کاشف
کسی که پرده ها را برای ظهور چیزی کنار می زند.
باورنکن تنهایی ات را تا یک دل و یک عقل داری
تا در عبور ازکوچه عشق بر دوش هم سرمیگذاری
امام خوبان "امام خمینی "ره :
مجاهده کن که دل را به خدا بسپاری و موثری راجز اوندانی.![]()
وقتی می گویم خدایا کارم را به تو واگذار کردم
یعنی می خواهم تو مرا ببری تا سر منزل وجود
یعنی می خواهم فقط تو به فریادم برسی
یعنی فقط سر به آستان تو می آ سایم
دستم گیر که سرتا پا گناه الودم وشرمسار
وفقط تو دستگیری وستار وفقط تو قابل هستی که مرا ببخشی .
دوستت دارم...
واین عشق را جاودانه خواهم کرد
رنگی به آن خواهم زد که هیچ نقاشی ندیده باشد
وآهنگی برآن میسازم که هیچ نوازنده ای نساخته باشد
دوستت دارم...
این آهنگ دلم هست که مرا هر لحظه به سوی تو می خواند
وتو مرا عاشقی ومن نیز ...ومن هرلحظه از تو دور شده ام وتوهر لحظه به من نزدیک تر
ومن فاصله گرفتم وتونزدیکتر ..گویی نجوایی در گوشم هست ومن بی خبرم
*همیشه دروجودمان صدای عشق می آید وما خودمان را به خواب زده ایم.
*هیچ وقت برای جبران کمبودهای خودت ، خود را عاشق خدا ندان!!
*به حرفهای حضرت دوست بیاندیش ، او خیر تورا می خواهد.کاری نکن که پشیمان شوی.
یا رب
آنکه موجودات را به سمت کمال می کشاند و آنکه مالک ، مدبر و تربیت کننده موجودات است و آنان را به سمت کمال سوق می دهد.
امام صادق (ع)فرمود:برمومن چهل شب نگذرد ،جزآنکه پیش آمدی برایش شود که غمگینش سازد تا موجب تذکرش گردد.. "کافی ج2 ص254"![]()
همیشه خیلی مهربون بود.با حرفاش دل همه رو به دست آورده بود..حرفاش ،کلماتش سرشار از عطوفت ویکپارچگی بود.ته دلش چیزی بود که با خیلی های دیگه فرق داشت ؛شاید زندگی رو یه جوری دیده بود که دیگران هنوز نفهمیده بودند. خیلی ها از عشق حرف می زدند واو از عشق تعریفی بی انتها داشت .ولی توی زندگی جای خالی یک چیز را احساس می کرد .آرامش ولذت آرامش را بیشتر(بیشتر که نه ،برای همیشه )می خواست.حساب دو ،دوتاهاش درست از آب در نمی اومد وبرای خوب بودن هنوز باید می کوشید...یه شب به خودش ،به اطرافیانش ،به گذشته اش فکر کرد.با خوبی چقدر فاصله داشت؟؟خوب بودن را درچشمان همه می دید؛کمک به دیگران همه جا، دراز کردن دست دوستی و مهربانی به فقرا ، وحتی دوست داشتن !همه اینها خوبی بود وخودش می دانست .اما بهانه ای برای خوب بودن؟؟..
از خودش باید شروع می کرد .ابتدا می دانست اولین کسی که باید در حقش خوبی شود خودشه.تا مزه خوبی را خوب بچشد .تا بهانه ای باشد برای خوبی به دیگران...تا بداند وبفهمد روزگار بهانه می خواهد واوخودش بهانه ای است گرانبها برای خوب بودن .
*همیشه بهانه ای برای خوب بودن وجودداردو آن در وجود خودتوست،قدرخودت رابیشتر بدان.
*اگر خواسته باشی می توانی عمیق تر فکر کنی وبفهمی از کجا باید شروع کنی.
*خوب بودن همیشه زندگی درگذشته نیست .کمی به فکر آینده باشیم.






